به چشم های گناهکارش خیره میشوم


من غمگینم
زیرا مرده شورها از مرگ انسان ها شاد می شوند
دلم میگیرد
دختر هایی را میبینم که عشق معامله می کنند
و جنین سقط شده می خرند
هم کلاسی هایم در شعر ها و رمان های عاشقانه ی سال غرق اند

قلب هایمان الوده به کوچه و خیابان است
و به نامه هایی که از پشت شیشه های سخت و قطور به ما می رسد

دست هایم را می نگرم
چیزی جز هیچ نمی بینم
و چسب خورده ترین قسمت سینه ام می شکند دوباره...

که در تمام ساعت های سکوت
سعی به جمع کردن آن داشته ام

اکنون که به بیرون می نگرم کسی در کوچه نیست

در را که باز می کنم
الوده ترین رز دنیا را در سپید ترین دست ها میبینم
به چشم های گناهکارش خیره میشوم
و منتظر
که کسی دست های خالی ام را پر کند

 

لحظه

 

هیچ وقت اون لحظه رو یادم نمی ره

که دستش تو دستام بود

چشماشم صاف تو چشمام

نمی دونم تو اون  لحظه چه لذتی بود که  هنوزم

دنبالشم !

اون لحظه رو تا اومدم طعمشو بچشم تموم شد!

چرا لحظه رفتنی است و خاطره موندنی...!؟

کاش لحظه جای این که اونو ببره خاطره روبا خودش می برد

کاش اون لحظه رو می تونستم قاب بگیرم

تا حتی سایه ی هیچ آدمی هم روش نیفته

لحظه رفت ..اونم رفت ...

بعد فهمیدم اون خودش بوده که دنبال لحظه می دویده

که ببرتش ...

گاهی می گم خو ش به حال  لحظه ...

 

می خوام تک تک روز های عمرم رو خط خطی کنم !..

نمی خوام هیچ کدومشون را بگذرونم...

می خوام فکر کنم حتی در باره ی فکر کردن!...

میخوام از ته دل فریاد رهایی بزنم...

میخوام ازاد باشم ...

 می خوام مثل بقیه زندگی  کنم ..

میخوام خودمو پیدا کنم! اول خودموبعد اونو...

 میخوام دوباره مثل روز اول روز شماری کنم!..۱و۲و۳و...

میخوام بگم  هیچ چیز و هیچ و

هیچ ...و دیگر هیچ !!! ...

 

 خدایا با تک تک سلول هایم به استقبال مرگ می روم خدایا می خوام آسمون را با دست های خودم لمس کنم و... (آن لحظه هم فراموشت نمی کنم..)

قاصدک

من هم نامردم

همیشه خیال میکردم یکی داره بهم نامردی میکنه

یه نفر منو نمیفهمه

یه نفر با احساساتم بازی میکنه

اما تازگیا فهمیدم خودم هم نامردم

فهمیدم به خیلی ها که دوستم داشتن نه گفتم

دل خیلی ها رو شکستم

خیلی ها که واقعا دوستم داشتن

واقعا از ته دل

اما من فقط خودم رو دیدم

فقط درگیر عشق خودم بودم

فقط اونو دوست داشتم

همه احساسم مال اون بود

همه نامه هام

همه دلتنگی هام

فقط اون

هنوزم فقط اونو دوست دارم

احساس هیچکس برام مهم نیست

به چشمهای عاشقانه هیچ کس نگاه نمیکنم

اشک های نیمه شب هیچ کس برام مهم نیست

پس من هم نامردم

خیلی هم نامردم

 

........................