سکوت

گاه سکوتمان آنچنان سنگین می‌شود که هیچ حرفی را یارای تکان دادنش نیست.

سکوتم از رضایت نیست

هیــــــ ـچ هـــم ســـــکوتـــــــ ،
نــــ ـشـــانـه ی رضــایتــــــــ نـیسـتــــــــ !
شـــــایــــد کــــــ ـسی دارد
خفـــــــــ ـه می شـــــ ـود

پـ ـشتــــــــ ِ یـکـــــــ بـغـض...


 

چه پست فطرتی آقای شاعر!

چاره ی زندگی

مرگ است.

این شعر نیست

شعر را پیشتر بسیار گفته اند

و در مدح زندگی

درها سفته اند

(عجب قافیه ای! دمت گرم آقای شاعر!

هرچند

قافیه شد وقف آن خانوم زیبای شاعر!

وزن هم ارزانی آن آقای چاقی که نشسته آن ته

و از اعماق دماغش

شعر می ریزد روی سر و کله ی ما)

شعری که زندگی باشد

درمان زندگی نیست

حتا نمی تواند

یک دواگلی باشد روی زخم اش

 

شعر کاشکی 

زندگی را مثل آن کیک سه رنگ مسخره ای می برید

که رویش با رنگ سبز مغز پسته ای نوشته اند

((‌ که صد سال زنده باشی! ))

 

شعر

در تقویمی

که تمام روزهایش به عادت رسیده اند

نمی تواند زندگی باشد

اصلا چیزی جز زندگی نمی تواند

شبیه زندگی باشد

ملغمه ی

ترس

خواب

ترس

خواب

ترس

خواب

ترس

 

زندگی جز آسانسوری با دو دکمه نیست

با یک آسانسورچی عبوس

که ارث پدرش را از ما می خواهد

(بشاش توی بوی لیموی سحرگاهی!)

 

و ترس برادر مرگ نیست

و این جمله چیزی به جز جفنگ نیست

( به به! چه قافیه ای!

مگر قافیه وقف آن سرکار خانوم نشده بود؟

چه پست فطرتی آقای شاعر!)

 ‌چاره ی ترس

مرگ است

مثل ژلوفن

که چاره ی تمام دردهاست

مثل ژلوفن 

که بی آنکه سرزنشی

که بی آنکه چشمداشتی

آرام ام می کند

و در چشم اندازی تهی

دنیا را به کام ام می کند

( قافیه را که... چه پست فطرتی آقای شاعر!)

دلم عجیب گرفته است .

دلم گرفته ،

دلم عجیب گرفته است .

و هی چیز ،

نه این دقایق خوشبو ،‌ كه روی شاخه ی نارنج می شود

                                                    خاموش ،

نه این صداقت حرفی ،‌كه در سكوت میان دو برگ این

                                         گل شب بوست ،

نه ،‌هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف

نمی رهاند .

و فكر می كنم

كه این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد .

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!


اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکنه
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
.
.
.
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
با یک چتر اضافه اومدی
مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمون نره دو قدم از هم دورتر برویم.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!

من زنم

http://superiorplatform.com/pictures-of/faces/women/sad/26_sad_woman_look.jpg

زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسش کرد
حتی وقتی آرایش نداره،
موهای دست و پاش یه کم درومده
دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره
موهاشو برات براشینگ نکرده
......

پیژامه ت رو پوشیده
و خودشو گوله کرده تو تخت
تو جای خالی تو که هنوز گرمای تنتو داره
سرشو فرو کرده تو بالشت
که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت
با هر نفسش بکشه توی ریه هاش
زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت
و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد
تا احساس امنیت کنه
که مردش همه جوره دوسش داره ........


فراموشی

مردم گفته هایت را فراموش خواهند کرد،


مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد،


اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند، از یاد نخواهند برد