فهمیدم
فهمیدم،
بعد از بیست سال و اندی،
اینجا،
آدمها،
آدم،
نیستند.....
فهمیدم،
بعد از بیست سال و اندی،
اینجا،
آدمها،
آدم،
نیستند.....
از یه جایی به بعد …
مرض چک کردن موبایل ات خوب می شه ،
حتی یه وقتایی یادت میره گوشی داری ،
دیگه دلشوره نداری که موبایلتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه .
از یه جایی به بعد …
دیگه دوست نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بــِـدی
حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه .
در شلوغیِ جمع، بیشتر تنها می شوم، همان اندک هم صحبتانم، راهی باغ سبز هیاهو می شوند، و من جدا مانده از آنها، در برابر فریاد های وحشی و طاقت فرسای درونم، گوشی می شوم در آستانه ی کر شدن!!!!!!!