.آقای مدیر گفت : مشکل شما اینه که سکوت می‌کنید خانوم

دستهایم را فرو کردم در محلول نرم کننده و آب گرم , دخترک که وقتی می‌خندید چشمهایش یک‌دفعه تابه‌تا می‌شد گفت: یه فکری کردم برای ناخون‌هات فرنچ ساده نمی‌کنم سنگ‌فرشی خوبه؟سرم را تکان دادم یعنی باشد. گفت دوست نداری بگو. خندیدم .. دست‌های فرنچ سنگ‌فرشی شده را گرفتم جلویش خوشگله؟آره .به نظر خودم مضحک بود.

 مشکل شما اینه که سکوت بی‌جا می‌کنید خانوم.چرا وقتی حق با شماست اعتراض نمی‌کنید؟ سکوت بی‌جا قد حرف بی‌جا مضره .

من و سکوت؟ من و اعتراض نکردن؟کی انقدر عوض شدم؟

دکتر گفت نسلی که توی جنگ به دنیا آمد همیشه ترس از دست دادن دارد. نسلی که این روزها به دنیا می‌آید نسل ناامیدی می‌شود نسلی که فکر می‌کند هر‌چه تلاش کند چیزی عوض نمی‌شود.

سایه‌ی پاهائی با من توی خیابان می‌دوند .من اعتراض کردن را بلد بودم . چه شد؟